دو روز مانده به پايان
جهان تازه فهميد كه هيچ زندگی نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها
دو روز خط نخورده باقی بود. پريشان شد و آشفته و
عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا
سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم
ريخت، خدا سكوت كرد. ارام آرام،
آرام تر از تمام آرامه های کودکیم آمدی...
یک شب جایمان را با هم عوض میکنیم!!!
سکوت ...
مرز تنهایی من است.... حرف هایم را...
که در سکوت نهفته بر لب بشنو....
مگذار زمزمه شود....
فریاد شود...
طبل شود...
بگذار معصومانه در دل آهنگ شود... حرف شود...
آه شود...
با سکوت شبانه هم رنگ شود...
سکوتم را بشنو...

ادامه مطلب
آرامشم را خط خطی کردی؛
بعد آرام رفتی!!!
و هیچ نفهمیدی...
در تمام این لحظه های آرام چه اضطرابی درمن موج می زد!
کاش یک لحظه،
جرات خواندن ناآرامی چشم هایم را داشتی!
کاش یک لحظه،
جرات بر هم زدن آرامشت را داشتم!
من معشوقه میشوم و تو عاشق...
من خیانت میکنم و تو فراموش کن...
من خیانت میکنم و تو فراموش کن...
من خیانت میکنم و تو فراموش کن!!!
حالا دلیل پیر شدنم را فهمیدی؟؟؟
حالا دلیل چشمهای ورم کرده ام را فهمیدی؟؟؟
باز هم نفهمیدی!!!...
چه خوش خیالم!!!
یه یادگار از عشق رو تن درخت بید
یه قصه کوتاه ای وای از این تقدیر
بگو منو کم داری بگو
بگو کمی غم داری بگو
بگو توهم بی قراری یه لحظه آروم نداری
مثل یه ابر بهاری بگو که هر شب میباری
بگو که دلت برام تنگ شده
همون دلی که میگن از سنگ شده
بگو دیگه طاقت نداری
اشک توی چشمام بیاری
بگو منو کم داری بگو
بگو کمی غم داری بگو
گاه بعضی از آنها بی صدا میمیرند
گاه خاطره میشوند...میگذرند
گاه وسوسه میشوند ،میشکنند
گاه با تو عجین میشوند
فریاد میزنند
بلند بلند اعتراف میکنند
گاه در سکوت، در کنار خانه ی دوست، اعتکاف میکنند
گاه میشوند ،اسطوره های امروزی
گاه میشوند، مثالهای دیروزی
گاه مایه مباهات آدمی
گاه پر از شرم، رویِ لبخند ِمنحنی

عشق يعني آتش افروخته
عشق يعني خيمه هاي سوخته
عشق يعني حاجي بيت الحرام دل بريدن ها وحج ناتمام
عشق يعني غربت نور دوعين عشق يعني گريه برقبر حسين
عشق را گويم فقط در يک کلام يا اباالفضل وحسين و والسلام
| Design By : Pichak |


